پدرم بالاخره بعد از شش ماه شیمی درمانی به مرحله جراحی رسید. البته پزشک جراح اعلام کرده که بخشهایی از روده و غدد لنفاوی را برمیداره و تصمیم گیری در مورد وضعیت کبد و اینکه قابل جراحی هست یا نه موکول میشه به حین جراحی. امروز بستری میشن و انشاالله فردا جراحی خواهند شد. همین جا از همه تون برای سلامتی پدرم التماس دعا دارم....

علیرضا هم در حال درآوردن دندانهای سری آخر است (آسیاب دوم) و از چهار دندان باقی مانده یکی را درآورده و دومی در کلنجار بیرون آمدن است... از نظر صحبت کردن خیلی پیشرفت کرده. چند روز پیش داشت درمورد ریش تراش پدرش حرف میزد که ازش پرسیدم ریشت کو علیرضا؟ گفت نیست. رفته یه جایی!!! :))

ساعت شیردهی ام تمام شده و حسسسسابی صبحها تاخیر میخورم! چیزی حدود 2 ساعت در روز! معنی اش این است که هر ماه علاوه بر چهار روزی که معمولا مرخصی میگیرم (دوشنبه هر هفته! جهت استراحت و رسیدگی به علیرضا و امور منزل. که اگر نباشد آخر هفته توان راه رفتن هم نخواهم داشت!!) 3-4 روز هم بابت تاخیرهایم باید مرخصی رد کنم. خلاصه اوضاع سر کار رفتنم جالب نیست زیاد!!!

با کوتاه شدن روز و اضافه شدن ساعتهای کاری عصرها (یا بهتر است بگویم شبها!!) بین ساعت 6 تا 7 میرسم خونه اصلا دوست ندارم وقتی میرسم خونه هوا تاریک باشه...

در تلاش بودم که یک سری اقداماتی در راستای بهبود وضعیت شغلی ام انجام دهم که همه شان به در بسته خورد. بنا بود ارتقا بگیرم که قانون عوض شد و کل قضیه منتفی شد. کارهای دیگری هم کرده بودم که به لطف آقای مدیر... (چی بگم مثلا؟ بی عرضه؟) به سرانجام نرسیده هنوز و امید زیادی هم بهش ندارم.

آقای همسر همچنان در ماراتن سه سال اول استخدام به سر میبرند... حدود یک سال و نیم گذشته و در یک سال و نیم بعدی هم کلی کار سنگین باید انجام دهند تا استخدامشان قطعی شود!!! یعنی هیییچ جای مشابه دیگری این شرایط را برای استخدام ندارند!

وقتی این پست را شروع میکردم فکر میکردم طولانی تر بشه! اما بیشتر از این حرفی برای گفتن ندارم!

دعا برای پدرم یادتون نره لطفا. ممنون.

/ 2 نظر / 2 بازدید
nazanin

omidvaram haale pedaret khoob she va amal ba movafaghiat anjam she. dar morede aghaye hamsar ham khob nasalamti tehrani unie dige! ;) hala baz khoobe 3 saale! inja ke hame uni ha che khoob che bad 5 saale avalesh maratone! taze uni haye kheili khoob hich graunti ham nist ke bade 5 saal bezanan ziresh! chizi ke ziad daran applicante! ama ishala dorost mishe dont worry! omidvaram har 3 toon salem va salamat bashid, in maraton ha hal shodanie :) kheili be yadet boodam horam, hamintor yade babat. chan bar oomadam inja beporsam che toran goftam shayad narahatet konam bad tar...

سارا

انشااله همه چیز به خیر و خوشی سپری میشه تنها راهی که داریم اینه که با امیدواری زندگی کنیم چون اگه بخواییم در آن واحد به همه این چیزها فکر کنیم مخمون منفجر میشه سعی کن خیلی خودتو اذیت نکنی و آروم باشی عزیزم