خاطرات سفر به ایتالیا 13

عرض شود که!:

همکار هندی آقای همسر برای یک ماه و نیم رفته است هند. آقای همسر در محل کار کمی تنها شده.

با یک خانواده ایرانی در اینجا آشنا شدیم. یک دختر یک ساله دارند. آقای ک. مغازه فروش فرش دستباف ایرانی دارند. فعلا فقط یک بار دیدار خانوادگی داشتیم. بنا بود یک شب شام برویم خانه آنها که سرما خوردند... خانم ک. چهار سال است که ازدواج کرده و آمده است ایتالیا. ولی آقای ک. از زمان گرفتن دیپلم برای گرداندن کار خانوادگی آمده است و حسابی اینجا جا افتاده است.

اقامت گرفتن من و علیرضا هنوز به نتیجه نرسیده است.

هوای اینجا بسیار متغیر است. مثلا امروز صبح با مه غلیظ و سپس تمام ابری و سپس آفتابی و بعد ابر و تگرگ و بعد آفتاب و بعد ابری مواجه بودیم.

حدود دو هفته است که بیشتر روزها بارانی بوده است. از فرصت های کوتاه آفتاب برای بیرون رفتن استفاده میکنیم و لذت میبریم. اولین بار است که از زمستان لذت میبرم!!! شاید چون نه استرس درس هست و نه استرس کار و نه استرس بچه و مهدکودک و رفت و آمد در هوای آلوده. هوا هم تمیز است و طبیعت زیبا و فضای باز در دسترس. فقط گاهی هوا خیلی دلگیر میشود و حوصله مان سر میرود. ولی از نظر سرما حسابی یخ زدیم امسال!!! به علت عدم گرمایش حسابی!!! یعنی گاز آن قدر در اینجا گران است که کسی بیشتر از 4-5 ساعت در روز از شوفاژ استفاده نمی کند. خلاصه اینکه حسابی لباس گرم می پوشیم....

/ 2 نظر / 2 بازدید
الهام

به به آپ جدید..... حالا خوبه بیشتر بارونیه نه برفی! حسسابی لذت ببر که انرژی بگیری برای کار مجدد! من که بدعادت.... امروز رفتم سر کار حسسسابی خسته شدم![زبان]

مهسا

سلااااام :) من برگشتم :) دلم تنگ شده بود برای پست‌های خاطراتتون. خوندم این پست‌های آخر رو :) خو به حالتون که هوای تمیزو باران می‌بینید! اینجا که انگار خدا قهرش گرفته! وسط زمستان از گرما می‌پزیم! هیچ خبری هم از بارون نیست! برف پیشکش!!