آقای مدیر

پارسال که خانم رئیس مستقیم بی خبر گذاشت و رفت (یکی دو ماه مرخصی گرفت که بره مسافرت. بعد از آن ور آب تقاضای مرخصی دوساله کرد. با اینکه قبل از مسافرت هم برنامه اش همین بود ولی به کسی اعلام نکرد) بدجوری مرا در مخمصه گذاشت! آقای مدیر که تازه مدیر شده بود و به کار دفتر ما آشنایی نداشت و به وجود من و کارهایم به شدت نیاز داشت ناچار با مرخصیهای من که به خاطر علیرضا و بودن در کنارش می گرفتم کنار آمد. یکی دو بار تقاضا کردم که پاره وقت شوم تا به خاطر مرخصی گرفتن نه خودم را آزار بدهم و نه او را. گفتم که تمام کار خودم و خانم رئیس مستقیم و شخص سوم را که بازنشسته شده بود را تمام و کمال انجام خواهم داد. اما موافقت نکرد. علی رغم اینکه حقوق ام به یک سوم کاهش پیدا می کرد. امروز به گوشم رسید که با اینکه جلوی رویم از کار من تشکر میکند پشت سرم گفته که اصلا از من راضی نیست و مدام نصفه کاره سر کار می آیم!!!! دلم خیلی ازش گرفته! من که تمام کارهای فوری و دقیقه نود دفتر را به نحو احسن انجام میدهم و به دادش میرسم که کارش زمین نماند آخرش این می شود!! هنوز هم به کارهای دفتر وارد نیست که بگوییم از حضور من بی نیاز شده. هنوز هم یک نفره کار سه نفر (یک گروه کاری در دفتر) را انجام میدهم بدون غر زدن و منت گذاشتن. کاری که دو گروه دیگر در دفتر به راحتی میکنند. فصل کار سنگین دفتر ما هم که در راه است (معمولا اردیبهشت تا مرداد کار دفتر ما سنگین می شود) چه کنم به نظر شما؟؟؟

/ 5 نظر / 13 بازدید
m

سلام متاسفانه مثله اینکه هرکی بیشتر و بهتر کار کنه شرایطش بدتر میشه گناه امثال من و شما اینه که شبیه بقیه نیستید! دردسر افراده بیکاره و سربار در ادارات و سازمان های دولتی خیلی کمتر از کسای است که توی کارشون مسلط هستند. فعلا که اکثرهم لایعقلون هستند...

فاطمه

[لبخند] چند تا راه داریم همینجوری ادامه بده بعدش !- هی غصه بخور @- همینجوری ادامه بده و بی خیالی طی کن در برابر کارا و حرفاش 3- رویه ات رو عوض کن (پر کارتر یا کم کارتر ) جوری که خودت خوشت میاد4- کارت رو عوض کن 5- یادم رفت !!! وب گیس گلابتون توصیه های خوبی داره اگه دوس داشتی سر بزن بخون

الهام

کی بهت گفت که از کارت راضی نیست؟مطمئنی اشتباه نمیکنه و عرض ورزی نداره؟؟؟ اگه مطمئنی که برو از مدیرت یه وقت بگیر باهم صحبت کنید. تو بگو کارم زیاده اون هم اگه ناراضی باشه میگه شما که کم میای و ...خلاصه تو بگو اون بگه... اینقدر با هم حرف بزنید تا شفاف سازی بشه و به یه راه حل منطقی برای رضایت هردو طرف برسید. (امیدوارم اینطور آدمی باشه که بشه باهاش حرف زد و نتیجه بده ولو به بهای ناراحت شدن هردوتون)

الهام

احتمالا قضیه اون قدرها هم که فکر میکنی جدی نیست( به دلایلی یه حرفی گفته شده و یا بیخودی بزرگ شده) و بهتره فکرت را درگیرش مکنی همین که تو راضی هستی از کارت و میدونی پولت حـلالــــــــــــــــــــــــــــــــــه کافیه. مدیرت هم اگه ناراحته به خودت بگه مشکل خودشه! ولی اگه کارت واقعا زیادتر از توانته جدای از این حرفایی که شنیدی باهاش یه صحبتی بکن. تو رودربایستی بیش از حد نباش! یا حجم کارو کم کن یا یه راه بهتر که شاید نیاز به حرف زدن هم نداشته باشه زمان انجامش را که بیشتر کنی چگالی کار در زمان پایین میاد و احتمالا کمتر بهت فشار میاد. چی گفتم؟!؟!؟

فاطمه

من با کامنت دوم الهام صد درصد موافقم.