برف...

ببین باز می بارد آرام برف
فریبا و رقصنده و رام برف

عروسانه می آید از آسمان
در این حجله آرام و پدرام برف

زمین را سراسر سپیدی گرفت
به هر شاخه، هر شاخه، هر جام، برف

نشسته بر انبوه اندوه دشت
به بی برگی باغ ایام برف

خزان هم به دامان مرگی خزید
کنون فصل سرد سرانجام برف

فروبسته یک شهر چشمان خویش
و می بارد آرام ، آرام ، برف

چه برف قشنگی... اینجا که من هستم مه غلیظی همه جا رو گرفته برف قشنگی روی زمین نشسته.... خدایا شکرت.... چه منظره زیبایی!

/ 7 نظر / 24 بازدید
آ س م و ن ي

امروز احتمالا بریم برف بازی... خیلی خوش می گذره[چشمک]

الهام

تو وبلاگ هرکسی میری حرف از این برفه همه خوشحالن......[لبخند]

چیهیلک

سلام درمورد پست پایینی من پنج مور خصلت آدمای بزگ رو داشتم یک مورد متوسط و یک مورد هم متوسط هم کوچیک! ولی درکل آم بیخودی ام! سرگرم کننده و خوشایند نیستم!

غزال- روزشمار

برف هیمشه خیلی زیباست ... ایکاش همیشه زمستون بود [رویا]

سارا

واقعا قشنگه و صد البته خدا روشکر ما اینجا برف رو بدون مه داشتیم هر چند از زیبایی چیزی کم نداشت

الهام

سلام کجایی؟؟؟؟ برف رفت و آفتاب در آمد ولی تو نیامدی[چشمک]

صبورا

سلام...خوبين شما حورا جون؟ چه شعر قشنگي.... منم عاشق برف وروزاي برفي ام