آنان که خاک را به نظر کيميا کنندآيا بود که گوشه چشمی به ما کننددردم نهفته به ز طبيبان مدعیباشد که از خزانه غيبم دوا کنندمعشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشدهر کس حکايتی به تصور چرا کنندچون حسن عاقبت نه به رندی و زاهديستآن به که کار خود به عنايت رها کنندبی معرفت مباش که در من يزيد عشقاهل نظر معامله با آشنا کنندحالی درون پرده بسی فتنه می‌رودتا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنندگر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدارصاحب دلان حکايت دل خوش ادا کنندمی خور که صد گناه ز اغيار در حجاببهتر ز طاعتی که به روی و ريا کنندپيراهنی که آيد از او بوی يوسفمترسم برادران غيورش قبا کنندبگذر به کوی ميکده تا زمره حضوراوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنندپنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمانخير نهان برای رضای خدا کنندحافظ دوام وصل ميسر نمی‌شودشاهان کم التفات به حال گدا کنند


/ 2 نظر / 7 بازدید
پژواک

سلام.متن های زیبایی داری. به من هم سر بزنی خوشحال می شم.

پژواک

سلام.وبلاگ قشنگی داری.به منم سر بزنی خوشحال می شم.موفق باشی