خاطرات سفر به ایتالیا 8

قرار بود دوشنبه با علیرضا برویم مدرسه (مهد) تا هم او با بچه ها بازی کند و هم من در مورد کلاس زبان ایتالیایی بپرسم. اما از صبح دوشنبه علیرضا شروع کرد به سرفه کردن. دیروز و امروز را کامل خانه ماندیم و حوصله هر دو مان خیلی سر رفت و کسل شدیم. از عصر کمی تب هم به سرفه ها اضافه شد! می ترسم کار به دارو خوردن بکشد. مدتی است علیرضا ماهی یکبار بیمار می شود و میترسم این روند این بار هم تکرار شود. از طرفی هم کسل شده ایم در خانه....

از پوشک گرفتن علیرضا را یک هفته بعد از آمدمان به ایتالیا آغاز کردم. در سه چهار هفته اول از شورت آموزشی استفاده میکردم و بعد سویچ کردم به شورت معمولی!! و خدا را شکر زیاد اذیت نشدیم. البته خرابکاریهای متعددی پیش آمد ولی طبیعی بود. الان دیگر فقط بیرون خانه از پوشک برای علیرضا استفاده میکنم. البته به این معنی نیست که خرابکاری اتفاق نمی افتد!! اتفاقا برای هر بار دستشویی رفتن کلی جر و بحث داریم با علیرضا!! از تکنیک جایزه و تشویق و دعوا و ... هم استفاده کرده ایم ولی وقتی پای لجبازی و مستقل شدن به میان می آید خیلی کارگر نیستند.

به لطف کارتن دیدن علیرضا فرصتی پیش آمده برای دیدن کارتن های قدیمی مثل یوگی و پسر شجاع و بامزی و کلاه قرمزی و ... خمیربازی و نقاشی و پازل و خانه سازی و ... هم زیاد بازی کرده ایم و احتیاج به بازی جدید داریم! (دوستان با تجربه کمک!!!) سه چرخه هم برایش تهیه کرده ایم که زیاد تحویلش نمیگیرد.

حرف زدنش هم بامزه شده و از کلماتی مانند فقط، مخصوص، واقعا و ... استفاده میکند. دیگر نمیشود او را سفت در آغوش گرفت و محکم بوسید و یا چلاند و خورد!!! گاهی به او میگویم بس است دیگر. بزرگ نشو. همین قدری بمون! باورم نمیشود سال آینده قرار است برود پیش دبستانی (پیش دبستانی به صورت یک و دو شده و از چهار سالگی تا شش سالگی است)

مدتی است با علیرضا قضیه Ctrl + Z داریم!!!! یعنی بعضی کارها را اگر خودش بخواهد انجام بدهد و ما سهوا یا به دلیل عجله انجام دهیم، اول به ترتیب مراحل کار و کاملا به صورت معکوس Ctrl + Z میکند و بعد خودش انجام می دهد!!!! سن استقلال است. کاری اش نمیشود کرد! لجبازی هم میکند تا دلتان بخواهد!! و بعضی وقتها خیلی از دستش عصبانی میشوم. جالب اینجاست که وقتی عصبانی میشوم و لحن حرف زدنم تغییر میکند به من می گوید: مامان! چرا این جوری حرف میزنی؟! یا میگه چرا مجکم حرف میزنی؟ درست حرف بزن! :)) یا وقتی دعوایش میکنم کاملا حق به جانب میگوید مگه من چه کار کردم؟! به این نتیجه رسیدم که گاهی بچه ها واقعا نمیدانند که کار بدی کرده اند و یا توقع ما از آنها چیست. اگر توقع و خواسته ای داریم باید صریح و روشن و قابل فهم برای آنها برایشان بگوییم.

یک مساله که برایم جالب بود این بود که در روزهای غیر تعطیل بچه های خیییلی کمی به پارک می آیند. من و علیرضا تا جایی که بتوانیم پارک میرویم. ولی گویا در اینجا فقط روزهای تعطیل بچه ها را پارک میبرند. و جالب تر اینکه وقتی والدین به بچه میگویند وقت رفتن است قبول میکند ولی من کلی باید برای برگشتن با علیرضا کلنجار بروم. فکر کنم آنها قانون را بهتر به بچه می آموزند! بچه هایشان حرف گوش کن هستند و تا آنجایی که من دیده ام موقع بازی خرابکاری و اذیت نمیکنند!

یک مورد عجیب دیگر هم تعداد بسیار زیاد مادران سیگاری است که دیده ام!! و اینکه خیلی وقتها بچه میرود بازی و مادر از فاصله دور گه گاهی نگاهش میکند و سیگارش را میکشد یا با تلفن همراهش کار میکند. و همین طور فاصله سنی کم بین بچه ها که اینجا زیاد دیده ام.

خانه داری برایم خیلی خسته کننده شده. مجددا تقاضا دارم دعا کنید حداقل کلاس ایتالیایی جور شود و بروم.

/ 8 نظر / 5 بازدید
nazanin

Hora yek class haye online i hast be esme coursera (shayad khodetam midooni albate). man yek moddat ke too tabestoon saram khalvat tar bood bazi course hasho negah mikardam! ham class haye technical dare age mozoo i hast ke doost dari yad begiri, ham class haye raje be masa'ele general (gheire engineering I mean) (social science, kids, nutritions, ...) age hosele dari oona ham option khoobi vase moghe bikari hastan! ;) ishala ke alireza ham zoodi khoob mishe :*

الهام

سلام انشالله كه كلاس زبان درست بشه.... مهديس هم زياد سرما ميخوره! مهد در سرماخوردن عليرضا بي تاثير نيست.(كاش قبل رفتن واكسن آنفولانزا را زده بودين) ضمنا مفروش نبودن خونه هم ممكنه باعث بشه از پا سرمابخوره!اين از پوشك گرفته شدن و شسته شدن مرتب هم در سرماخوردن تاثير داره... خلاصه كه يكم هواست به گرم ماندنش باشه و يا يه شربت ويتامين تقويتش كن شايـــــــــد كمتر سرمابخوره. شربت ويتان آلمانيه. من 10 روزي هست به مهديس ميدم خداييش اشتهاش هم بيشتر شده. اميدوارم تب و همه علايمش تا الان قطع شده باشه ولي اگه سرفش هنوز هست نشاسته را تو شير حل كن بذار يكم بجوشه بعد بذار يخچال. هر سري ميخواي شير بهش بدي دوتا قاشق از اون را هم توشير ولرمش حل كن و بهش بده سينه را نرم ميكنه.

الهام

براي من هم هميشه اين جالب بوده كه خارج ايران كمتر دنبال بچه دار شدن ميرن ولي اگه برن تند و تند و با فاصله سني كم و راحت 3-4 تا هم بچه دنيا ميارن!؟!؟!؟ البته من دبي اين را بچشم ديدم و تو فيلماي روانشناسي كودك كه مال كشورهاي غربيه اگر احيانا كلاس زبان جور نشد يه كم بزن تو يه كار هنري. عليرضا را هم درگير كن. الان خود آموز همه چيز تو نت هست. من موقع آشپزي از مهديس كمك ميگيرم امروز تو قابلمه اسباب بازيش گردو پخت و اصرار اصرار كه بذارش تو يخچال فردا بخورمش!!![قلب]

الهام

Ctrl + Z را خوب آمدي! خيلي خيلي صبر لازم داره ولي خيلي خوبه كه توجيهش ميكني كه چرا اين كار بده اين كار خوبه. بچه منطقي بار مياد من تو مقايسه مهديس و دريتا بچشمم ديدم چقدر تاثير داره اين توجيهه! و اما بازي.... سه چرخه كه خوبه.... حيف كه ما جاشو نداريم و وقت اينكه ببريمش پارك! من پازل دوتكه را تازه ميخوام براي مهديس شروع كنم و ميشه تا 8 تكه هم رفت بالا. راستي شعر abcd...، هاجر و حسني را هم كامل ميخونه كه نسبتا شعرهاي طولاني اي هستن اگه عليرضا شعر دوست داره شعرهاي جالبي تو نت هست كه ميتونه مشغولش كنه. سوره هاي توحيد و كوثر و ناس و... مهديس خيلي عاشق نقاشيه. يه سري نقطه و خط ميكشه و بعد يه داستان براش تعريف ميكنه. كتاب خوندن هم كه گفتي عليرضا دوست داره يه بار تو بخون يه بار بگو اون بخونه برات. اينجوري قدرت تخيلش هم بالا ميره. ديگه نميدونم اگه چيزي به ذهنت رسيد به من هم بگووووو لطفا... اين سايت هم ايده هايي داره، نگاه كن شايد بدردت خورد: http://berimbazi.persianblog.ir

فاطمه

چه خوبه که مفصل مینویسی. من عاشق نوشته های طولانی هستم. به نظر من به سردی هوا فکر نکن و تا میتونید برید بگردید! [لبخند]

مهسا

آخ جون پست جدید! :) وقتی خسته می‌شم از درس‌ها یا کلافه می‌شم از هم‌زمانی درس‌های دانشگاه و کنکور می‌آم به شما یا الهام خانوم سر می‌زنم بعد خجالت می‌کشم می‌رم درسمو می‌خونم :دی وقتی می‌بینم دغدغه‌های مادرانه اینقدر سخته می‌گم بابا! درس خوندن که کاری نداره :دی می‌ریم می‌خونیم :دی :)) خدا صبرتون بده با بچه ی شیطون واقعا :دی ایشاللا کلاس زبان هم جور بشه. شما که خانه‌دار نبودین قبلا قطعا خیلی بارتون سخته تو خونه موندن اونم تو یه کشور غریب:)

الهام

سلام اين لينك را امروز ديدم ولي هنوز نخوندم... اميدوارم بدردمون بخوره... http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=133309&PageNumber=1 من امروز خونه را جمع و جور كردم و چادر مهديس را تو اتاقش برپا كردم تا وقتي بيادخونه ذوق مرگ بشه.... چادرش را دوست داره ولي جاشو نداشتيم كه الان جمع و جور كردم و براش جا باز كردم[چشمک]

فاطمه

من فکر میکردم مریض شدن اینجا به خاطر آلودگی هواست که طول میکشه. پس همه جا آسمون همین رنگه؟! منم چند تا وبلاگ بازی پیدا کردم http://shadikhune.parsiblog.com/ http://safire-shadmani.persianblog.ir/ البته خودم نخوندمشون امیدوارم مفید باشه راستی الان که وقتت بیشتر شده پیشنهاد میکنم به اینجا هم سر بزنی. در مورد کودک متعادله از کسی به نام محمود سلطانی که خیلی حرفاش به دل من یکینشسته! یه سری از فایل هاش هم تو یوتیوب هست تو وبلاگ همون فایل ها رو پیاده سازی کرده http://koodakbazendegi.blogfa.com/