شعر ناگفته عشق

نه !

کاری به کار عشق ندارم !

من هیچ چیز و هیچ کسی را

دیگر

در این زمانه دوست ندارم


انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز

خوشحال و بی ملال ببیند


زیرا

هر چیز و هر کسی را

که دوستر بداری

حتی اگر که یک نخ سیگار

یا زهرمار باشد

از تو دریغ می کنند ...


پس

من با همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار، دیگر

کاری به من نداشته باشد

این شعر تازه را هم

ناگفته می گذارم ...

تا روزگار بو نبرد ...


گفنم که !

کاری به کار عشق ندارم
 

زنده یاد قیصر امین پور

/ 10 نظر / 6 بازدید
نيستا

كاري به كار عشق نداري و زندگي هم همچنين فكر ميكني چي ميشه؟ ولت ميكنه دلت؟ من ميگم نه

الهام

خانم شاکی!قیصر مگه دیوانشو برای تو سروده که همش رو گذاشتی تو وبلاگت؟[چشمک] من هرچی به شماره اتاقت زنگ زدم دیروز جواب ندادی!میری سر کار اصلا......؟!؟؟!!؟!؟[چشمک]

نیستا

سلام آواي درون من سرزنده اي؟آره؟ مطمئن باشم ازت؟ من بروزم گلم

بهار مهرگان

کاری به کار عضق هم نداشته باشی او با تو کار دارد !! باور نمیکنی ؟؟

روی رد رویاها ...

خانه که نیستم کلید را همان دم در زیر گلدان همیشگی مان گذاشته ام رویایت اگر آمد پشت در نمی ماند !!!

چیهیلک

آلوچه هوس کردی!(آلوچه رو با هیجان و تاکید بوخون!) خبریه!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[شیطان]

شباویز

خیلی زیبا بود حورا جان ... هر چیز و هر کسی را که دوستر بداری حتی اگر که یک نخ سیگار یا زهرمار باشد از تو دریغ می کنند ... شعر زیبایی بود مرسی که بهم سر زدی خانومی [لبخند]