علیرضا کوچولو!!

چهل و دو روزه شد علیرضا کوچولو! اگر همه چیز طبیعی پیش می رفت، دیروز آخرین مهلتش بود برای به دنیا آمدن!! با وجود زود به دنیا آمدن الحمد لله خوب رشد کرده...خدا رو هزار بار شکر می کنم که سالمه....

امروز توی آینه به تصویر خودش و من نگاه می کرد... کلی ذوق کردم. وقتی باهاش حرف می زنم تو چشمام نگاه می کنه... اوائل فقط سرش رو تکون می داد، نا آرامی می کرد و دنبال حل کردن مشکلاتش بود!! دقت نمی کرد که باهاش حرف می زنم.... با چشمهای قشنگش وسایلی که جلوی صورتش می گیریم رو دنبال می کنه... خلاصه کلی بزرگتر شده و باعث میشه ذوق کنیم....

علی رغم اعتقاد بزرگترها که بچه که چهله اش بگذره نا آرامی شبانه اش تموم میشه، هنوز نا آرامی های شبانه اش ادامه داره! دیشب خیلی دل درد داشت و تا ساعت چهار بیدار بود...برنامه زندگی و خواب و بیداریمون خیلی به هم ریخته... امیدوارم هر چه زودتر برنامه مون تنظیم بشه، این جوری خیلی خسته میشیم... به خیلی از کارهامون هم نمی رسیم.

خیلی شیطون شده و وقتی می خوابانیمش توی جاش تکون می خوره و یک ساعت بعدش که بریم سراغش می بینیم که در وضعیت عمود بر حالت اولیه قرار گرفته!!! از نوزاد یک ماهه ای که زودتر هم به دنیا اومده بعیده این کارها!!!

وقتی گرسنه میشه پاهاشو به حالت دوچرخه و دستاشو به بالا و پایین تکون میده و صدای خاصی از خودش در میاره! این کارشو خیلی دوست دارم.... گریه ها و صداهاشو هم در حالت های مختلف تقریبا شناخته ام و می فهمم هر صداش چه معنی ای میده!!

تازگی ها جغجغه کوچولوشو هم دست میگیره.. وقتی هم ساکت میشه و به یک جا خیره می مونه می فهمیم که چند دقیقه بعد باید پوشکش رو عوض کنیم!!!!

خیلی دوست دارم که لباسهاش زودتر براش کوچیک بشه!! لباس بیمارستانش براش کوچیک شده و بعضی لباسهایی که براش بزرگ بودند اندازه اش شده اند...

چه زود گذشت این شش هفته! یکی می گفت آدم که بچه دار میشه، احساس میکنه کار دیگه ای تو این دنیا نداره!! اما من میگم یک کار اساسی تو این دنیا داره و اون هم بزرگ کردن بچه است، خوب بزرگ کردنش..... شاید هم منظورش این بوده که کار نکرده ای تو این دنیا نداره!

/ 8 نظر / 10 بازدید
چیهیلک

مبارکت باشه حوراجونم! کمی از احساسات مادریت بگو!

الهام

[خنده] اون حالی که تو گرسنگی داره را تصور میکنم خیلی جالبه!!!پس دیگه اعلام گرسنگی هم میکنه و هی نمیخوای بیدارش کنی و اجبارا بهش غذا بدی[لبخند] من عکس جدیدشو می خواااام!!!!

سارا

ای جانممممممممممممممممم کاش بیای بیشتر از علیرضا بنویسی واقعا خسته نباشی و نگران کارهایی که نمی رسی انجام بدی هم اصلا نباش فعلا اولویت تو همه چیز با علیرضا خان می باشد[قلب][ماچ]

الهام

مواشب خودت هم باش.... از ماست و شير غافل نشي.....[بغل]

سحر

حورا جان تبریک میگم اخذ درجه دکتری توسط همسر گرامی رو! [نیشخند] امیدوارم که هر سه همیشه در زندگی شاد و موفق باشید [لبخند]

شبگرد

سلام. ای جـــــان! من از همین جا فدای کاکل زری شما! :) پستتون باعث شد دلم بیشتر از همیشه برای خواهر زادم تنگ شه. اونم اسمش علیرضاست . وقتی کوچیکتر بود، حرکاتش دقیقاً مثل همین حرکات جوجوی شما بود که توصیف کردین. :) خدا حفظش کنه. کودکی بچه ها بخصوص دو سال اول زندگی شون خیلی مهمه. سعی کنین دائم حواسش رو تحریک کنین. باهاش حرف بزنین، بازی کنین و هوشش رو تقویت کنین. واینکه برای بچه هایی که زودتر به دنیا میان، باید از مدتی که قاعدتاً قرار بوده به دنیا بیان، توقعات مطابق با رشدشون رو حساب کنین. :) مامان ها مستجاب الدعوة انا! می دونستین؟مادر شدنتون مبارک!

nazanin

Hora joon chan ta ax baram befrestttttt

nazanin

ax chi shod pas maman khanoomi? midoonam kheili gereftari hatman! ma bedoone bache hamash darim midoeem bazam be karamoon nemiresim to dige ozret movajahe! [ماچ]