آوای درون

روز دانشجو بر دانشجویان فهیم مبارک! دانشجویان غیر فهیم هم همان بهتر که اصلا دانشجو نشوند! همینها هستند که الان شده اند همکاران نفهم من، که غیر قابل تحمل اند! به نظرم داشتن مدرک تحصیلی، باعث نفهم تر شدن آدمهای نفهم می شود!! گرچه فهیم و نفهم بودن ربطی به مدرک تحصیلی ندارد، و آبدارچیهای شرکت ما گاهی از مدیران هم انسان تر هستند.

آخر هفته سومین سالگرد درگذشت پدر عزیزم است. در اولین سالگرد، ایران نبودم و امکان برگشت هم نداشتم، در دومین سالگرد علیرضا مریض بود و خانواده همکاری نکردند که در مراسم شرکت کنم. ببینم امسال قسمت میشه بالاخره، که در مراسم پدرم شرکت کنم؟؟ البته قرار است خودم تنهایی بروم و سک سک کنم و برگردم!! بیچاره مادر دست تنهایم... کلا از مراسم پدرم دلم خون است!! یاد مراسم هفته اول و لططططفففف اقوام پدری و مسائل دیگر از جانب بعضی های دیگر (!) می افتم و خاطرات تلخم تلخ تر میشود! کاش بعضی ها (!) درک شان بیشتر بود و هر چه برای خود میپسندیدند، نصف اش را، نه! یک چهارمش را برای بقیه میپسندیدند!!

هم اتاقی محترم کمی خودشان را جمع و جور کرده اند! ولی فکر نمیکنم این دوران زیاد طول بکشد. این جور آدمها هر چند وقت یکبار احتیاج به مشت و مال دارند تا پاشان را ببرند داخل گلیمشان.

از محل کارم متنفر شده ام! اگر درآمدم کم بود حتتتما بیرون می آمدم.

باز کارمان به دندانپزشک اطفال افتاد.... امیدوارم بعد از تمام شدن امور پزشکی علیرضا فرصت کنم به امور درمانی خودم بپردازم.

بالاخره نوت بوکم را دادم تعمیر کنند! تبلتم را تعمیر نکردم، به هزینه اش نمی ارزد. اگر بخواهم تبلت داشته باشم باید به فکر خرید باشم.

با توجه به اینکه در تعطیلات امیدی به مسافرت رفتن ندارم، کاش بشود قبل از نوروز یک سفر 2-3 روزه داشته باشیم. تفریح خونم خییییییلی پایین آمده است! سطح توقعاتم بالا نیست اصلا.

کاش میشد یک روز تنها برای خودم باشم. روحم خسته است و دلش مرخصی می خواهد، و رسیدگی به خود...

۱۳٩٥/٩/۱٦ | ٦:٥٧ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir