آوای درون

آخر هفته دوران عاشقی را دیدم. به نظرم شهاب حسینی زیاد به این نقش نمی آمد. انتظار نداشتم تو نقش خیانت کننده به زندگی مشترک ببینمش!! لیلا حاتمی هم مثل همیشه بود، ماست! هیییچ کاری نکرد، تا وقتی که فهمید که همسرش میداند که او ماجرای خیانت را فهمیده. اصلانی هم عالی بود مثل همیشه! خوشم نیامد اصلا، از نقش لیلا حاتمی. زنی که فقط به کار فکر میکند، و از طرفی هم منفعل است و ماست.

آخر هفته مثل برق و باد گذشت، فرصتی شد با همسر یک ساعتی برویم پیاده روی، به بهانه خرید لباس زمستانی برای علیرضا. نیم ساعتی هم علیرضا را بردم پارک و باهاش بدو بدو کردم. بقیه اش روتین بود. دو تا از دوستانم را هم می خواستم ببینم که برنامه هامون جور نشد. احتمالا آخر این هفته برویم شهر پدری ام، بعد از چندین ماه سه نفری می رویم، اگر برنامه به هم نخورد.

هم اتاقی دیوانه من توی اتاق پالتو می پوشد، پنجره ها را هم بسته، دارم خفه میشوم. از طرفی وقتی از اتاق بیرون می رود پالتو را در می آورد. حتما بیرون ساختمان هوا گرم تر است!!!!!! از دعوا کردن ها و حرفهای مزخرفش پای تلفن و مکالمات طولانی اش هم خسته شدم. اداهای مسخره و مصنوعی اش هم اعصاب خرد کن است. فقطططط می خواهد حرص من را در بیاورد و در انظار عمومی هم تو چشم باشد. یک پست معاونت هم هم در بس.ی.ج شرکت دارد، با اینکه نه نماز می خواند و نه روزه می گیرد و نه .... کاش میگذاشتنش در اختیار کارگزینی. خدایا شرش را از اتاق من کم کن لطفا، البته به شرطی که یک آدم دیوانه تر نصیبم نشود. خدایا لطفا!!! کسی حاضر نیست با او هم اتاق شود. یک سالی که مرخصی گرفتم در غیاب من چیدمان را عوض کرده بودند و مرا انداخته بودند پیش این دیوانه.... خدایا لطفا....!

زویا پیرزاد می خوانم این روزها، در فرصت های خیلی کوتاهی که دارم.

یک فیلم از تلویزیون پخش شد آخر هفته، نصفه نیمه دیدمش و خوشم آمد. اسمش سنگ و مرجان بود فکر کنم. دوست داشتم کامل ببینمش.

یک گل کلم بزررررگ خریدم! احتمالا تنهایی باید نوش جانش کنم! چون همسر و علیرضا تمایلی ندارند! دلم به و کدو حلوایی هم می خواست ولی یخچال جا ندارد، باید فکری به حال خوردنش کنم و بعدش بروم تو فاز به و کدوحلوایی!!!! وقت نمی کنم درست و حسابی آشپزی کنم. محدود شده ام به برنامه تغذیه علیرضا، چون ناهاری که میبرد باید با برنامه مدرسه هماهنگ باشد.

خدایا برای این هوای دل انگیز امروز صبح متشکرم، لطفا کپی پیست کن برای صبح های فردا و پس فردا!

۱۳٩٥/۸/۱٦ | ۸:٤۳ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir