آوای درون

کم خوابی کلافه ام کرده، بدجور! دلم می خواهد یک شب زود بخوابم. آن قدر بخوابم که صبح فردایش خستگی ام در رفته باشد. علیرضا تا بخوابد کلافه ام می کند. بعضی وقتها از خستگی بد اخلاق می شوم و دعوایمان می شود... گریه

زندگی به صورت ربات وار جریان دارد!! هر هفته را به امید آخر هفته می گذرانم، آخر هفته هم مثل برق و باد می گذرد و صرف مهمانی های بی تنوع و کارهای روتین و عقب افتاده می شود. خسته ام... خمیازه

آلرژی تنفسی علیرضا کمی بهتر شده، اما فکر می کنم تا بهار درگیرش خواهیم بود.

از ابتدای سال تا کنون چهار نفر از کارکنان شرکت در ساختمان ما، فوت کرده اند (شرکت محل کارم ساختمان ها و اماکن متعدد دارد، ساختمان ما دومین ساختمان از نظر اهمیت و وسعت و تعداد کارکنان است). به همین مناسبت از خودمان پول جمع کردند که گوسفند قربانی کنند برایمان!! یک موقع چشم نخوریم!! آخ

هوا چقدر گرم شده... هم اتاقی من هم سرمایی است!! دارم میپزم از گرمای اتاق!

از مرخصی های اول فروردین تا آخر آبان، سه روزش مانده! ذخیره اش کنم یا با زود رفتن و دیر آمدن تمامش کنم؟!!

معتاد شدم! به شکلات تلخ و آدامس نعنایی. دیروز نوشابه هم خوردم!! گاهی از شدت خستگی می روم سراغشان. به تازگی هات چاکلت و چای هم اضافه شده. باید یک فکری به حال اعتیادم بکنم تا سنگین تر نشده!!! وزنم هم در چند ماه اخیر 3-4 کیلو بالا رفته. دوست ندارم این وضعیت را!

آنقدر بعد از اسباب کشی کارها کش پیدا کرد (و هنوز هم خرده کاری ها مانده) که نشد از فضای پاسیو برای کاشتن گلدان استفاده کنم. الان هم هوا خنک شده و هر چه بکارم به زودی از بین خواهد رفت. سه تا گلدان در اتاق کارم دارم، شاید یکی دوتایشان را بردم خانه. هر چه قدر از گیاهان خوشم می آید، همان قدر از حیوانات خوشم نمی آید! حتی دوست ندارم آکواریوم هم داشته باشم. حوصله مردنشان را ندارم اصلا.

برای ایبوک خوندن تو محیط اندروید چی خوبه؟! اپلیکیشن خوش دست می خوام، با قابلیت دانلود رمان.

خدایا شکرت که هوا زیاد آلوده نشده هنوز، که آلرژی علیرضا بد نشده هنوز، که سرماخوردگی شدید نداشتیم هنوز. که جراحی پدر همسر خوب پیش رفت، که امنیت شغلی دارم (گرچه محیط کار و همکارانم را دوست ندارم اصلا و اینجا دارم فسیل می شوم). لطفا بقیه خواسته هام را مد نظر قرار بده!! زبان ممنون

۱۳٩٥/۸/۱۱ | ٦:٢٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir