آوای درون

سرم را انداخته ام پایین و دارم تایپ میکنم که یک دفعه میبینم زبان کیبورد را عوض
نکرده ام!
v,chki ih!!! ]i ;kl phgh fi kzv alh? :))

ماه رمضان هم فرا رسید و من در تمام خستگی ها احساس میکنم دستی از جانب خدا بر سرم سایه می اندازد که کمکم می کند.... روز اول ماه رمضان را به حمد خدا روزه گرفتم ولی از روز دوم به دلیل مشکل معده و یک اتفاق دیگر که عرض خواهم کرد پنچر شدم!

عصر روز اول ماه رمضان با زدن محکم در به پای خودم باعث ایجاد یک فاجعه کوچک (!!) در ناحیه انگشت پا شدم که منجر شد به رفتن به درمانگاه و انجام بی حسی و کندن بخشهای نابود شده ناخن که وارد گوشت پا شده بود.... خلاصه خوردن آنتی بیوتیک هم به برنامه روزانه ام اضافه شد! خدا به خیر کند! دفعه بعد به خاطر بی حواسی احتمالا دست یا پایی را قربانی خواهم کرد! فعلا که پایم در کفش نمیرود و دمپایی طبی پایم کرده ام!

علیرضا خان هم از چهارشنبه دچار یک بیماری ویروسی شد. از دیروز شروع کرده به بهبود یافتن... خدا را شکر....

سری چندم آزمایشهای مربوط به معده ام را هم انجام دادم و مشکلی پیدا نشد. خدا را شکر. اما پزشکم تقاضای آندوسکوپی و کولونوسکوپی داده. فعلا که انجام نداده ام.

ساعت کاری ام در ماه رمضان تغییری نکرده. کاش حداقل ساعت حذف شده ناهار را از ساعت کاری کم می کردند.... عملا کار چندانی انجام نمیشود در شرکت! با اینکه جمعیت روزه داران بیشتر از روزه نداران نیست!! عملا کار چندانی نداریم برای انجام دادن!

خیلی دلم می خواهد افطاری بدهم. اما توان جسمی اش را ندارم!!!

من را از دعای خیرتان فراموش نکنید....

 

۱۳٩۳/٤/۱٠ | ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir