آوای درون

به انگيزه 31 خرداد ماه، 26 امين سالروز شهادت عارفانه دکتر مصطفی چمران

نمی توان به سادگی از برابر اين روح بزرگ، نقاش آن شمع و شاعر آن شعر گذشت...

" من شايد نتوانم اين تاريکی را از ميان ببرم، ولی با همين روشنايی کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم، و کسی که به دنبال نور است، اين نور هر چقدر هم کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد شد."

"عشق هدف حيات و محرک زندگی من است و زيباتر از عشق چيزی نديده ام و بالاتر از عشق چيزی نخواسته ام. عشق است که روح مرا به تموج و می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعداد های مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبينی می راند. دنيای ديگری را حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم. احساسی لطيف، قلبی حساس، و ديده اي زيبابين پيدا  می کنم. لرزش يک برگ، نور يک ستاره دور، موريانه اي کوچک، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب... اينها همه و همه از تجليات عشق است.

به خاطر عشق است که فداکاری می کنم، به دنيا با بی اعتنايی  می نگرم و ابعاد ديگر را  می يابم. به خاطر عشق است که دنيا را با همه تلخی ها زيبا  می بينم و زيبايی را می پرستم. به خاطر وجود همين عشق است که خدا را احساس  می کنم، سجده می کنم و حيات و هستی خودم را تقديمش می کنم."

کاش فرصت داشتم جملات بيشتری تايپ کنم....

فراز هايی از فيلمنامه داستانی با نام "مرد رؤياها" که به قلم سيد مهدی شجاعی است، توسط انتشارات همشهری چاپ شده. خيلی ناقص به نظر می رسه، ولی خوندنش برای علاقه مندان خالی از لطف نيست.

 

 

۱۳۸٦/۳/۳۱ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir