آوای درون

این دو هفته برای ما (من و آقای همسر) پر بود از مناسبت! از تولد آقای همسر و سالگرد نامزدی و نیز ششمین سالگرد ازدواجمان گرفته تا تولد علیرضا. خلاصه اینکه کلی مناسبت داشتیم برای کادو دادن و جشن گرفتن....

دیشب هم تولد دو سالگی علیرضا را با حضور خانواده آقای همسر و خانواده خواهرم برگزار کردیم و علیرضا که از تولد یک سالگی اش درک درستی نداشت دیشب در آسمان سیر می کرد... خیلی بهش خوش گذشت و کم مانده بود تا صبح کنار اسباب بازی های جدیدش بخوابد! امروز صبح هم به محض بیدار شدن سراغ ماشین جدیدش را گرفت و صبحانه اش را سوار بر ماشین خورد!

ترسم از این است که هفته ای یک بار انتظار جشن تولد داشته باشد!!!

۱۳٩٢/٦/٢٩ | ٤:٢٧ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir