آوای درون

به نام او...

سلام!

و من آغاز می کنم! با نام و یاد او. در نخستین روز سال، با آرزوی نیکبختی و سلامتی همگان در سال جدید.

امیدوارم سال جدید، سال شادی و موفّقیت برای همه باشه!

آنگاه که بهار بیاید تا محبوب خویش را در میان بیشه ها و تاکستان های خفته بیابد، برف ها بی شک آب می شود و به راه می افتد تا رود ته درّه را بیابد، تا ساقی درختان مورد و غار باشد.

آنگاه که بهار شما بیاید،  برف قلب شما نیز آب می شود، پس راز شما در جویبار ها جاری می شود تا رود زندگی را در ته درّه بیابد و رود راز شما را عیان خواهد کرد و آن را تا دریای بزرگ خواهد برد!

آنگاه که بهار بیاید، همه چیز آب و به آواز بدل می شود، حتّی ستارگان! آنگاه که خورشید چهره او ازفراز افق پهناور بر آید، کدام تقارن منجمد به ترانه مایع تبدیل نمی شود؟! و در میان شما کدام یک ساقی مورد و غار نخواهد بود؟

باغ پیامبر/ جبران خلیل جبران

 

 

۱۳۸٦/۱/۱ | ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir