آوای درون

ببین باز می بارد آرام برف
فریبا و رقصنده و رام برف

عروسانه می آید از آسمان
در این حجله آرام و پدرام برف

زمین را سراسر سپیدی گرفت
به هر شاخه، هر شاخه، هر جام، برف

نشسته بر انبوه اندوه دشت
به بی برگی باغ ایام برف

خزان هم به دامان مرگی خزید
کنون فصل سرد سرانجام برف

فروبسته یک شهر چشمان خویش
و می بارد آرام ، آرام ، برف

چه برف قشنگی... اینجا که من هستم مه غلیظی همه جا رو گرفته برف قشنگی روی زمین نشسته.... خدایا شکرت.... چه منظره زیبایی!

۱۳۸٩/۱٠/٢٠ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir