آوای درون

کار خیلی خاصی نمی کنم! دارم تلاش می کنم انگیزه و امیدم رو زیاد کنم، شادتر باشم، از این تنبلی و رخوت چند ماه اخیر بیام بیرون، بیشتر خودم باشم!!! کارهای  اصلاحیه پایان نامه و تسویه حساب با دانشگاه و گرفتن مدرک مونده، همین طور یکی دو تا مقاله...

هم من و هم حامد بی حوصله شده ایم و پشتمون باد خورده!!! داریم تلاش می کنیم برگردیم به خودمون! اون هم حسابی خسته است، کار پاره وقت، پروژه سربازی و گزارش هایی که باید بده، مقاله هایی که نیمه کاره مونده و داره تکمیل می کنه، فکر کردن به پروپوزال....

بیشتر فکر می کنم، به موقعیت شغلی و کاری که انجام میدم، دوست ندارم اوضاع این جوری بمونه، با مدیر دفترمون حرف زدم، اما فکر کنم زیاد جدی نگرفته که از اینجا راضی نیستم!!! شاید برم کارگزینی و بخوام که جای بهتری برام پیدا کنند!!! اما معلوم نیست بهتر باشه، خودم باید به فکر یک جای جدید باشم.

ناراحتی معده هنووووز آزارم میده، داروهام رو به موقع نمی خورم...

گه گاهی کتاب می خونم، فیلم می بینم.... بعضی ها رو برای دومین بار، و باز لذت می برم. خیلی وقته که می خوام زبان خوندن رو دوباره شروع کنم، اما امان از تنبلی!

تو فکرش هستیم که یک وقت مناسب پیدا کنیم برای مسافرت. تو مهر، یا اگر نشد آبان.

۱۳۸۸/٦/۳ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir