آوای درون

اگر  میتونی زیبایی رنگهای یه گل کوچیک احساس  کنی پس هنوز امید در تو زنده است

اگر میتونی از پرواز زیبای یک   پروانه لذت ببری  پس هنوز امید در تو زنده است

اگرلبخند یک کودک هنوز میتونه گرمی بخش قلب تو باشه  پس هنوز امید در تو زنده است

اگر میتونی خوبی ها و محسنات  آدم های  دیگه رو ببینی  پس هنوز امید در تو زنده است

اگر ترنم بارش بارون روی سقف خونه باعث آرامش توموقع  خواب میشه پس هنوز امید در تو زنده است

اگر منظره ی یه رنگین کمون هنوز باعث میشه که تو بایستی و به اون با شگفتی چشم بدوزی پس هنوز امید در تو زنده است

اگر با هیجان ودید مثبت با  آدم های جدید روبرو میشی پس هنوز امید در تو زنده است

اگربقیه رو باور داری و بی جهت به اون ها بدبین و شکاک نیستی پس هنوز امید در تو زنده است

اگر هنوز در دوستی با کسانی که در زندگی تو نقشی داشته اند پیشقدم میشوی  پس هنوز امید در تو زنده است

اگر دریافت غیر منتظره ی یه کارت یا یه نامه هنوز واسه تو یه سورپرایز شیرین و لذت بخش هست پس هنوز امید در تو زنده است

اگر غصه و رنج بقیه مردم  هنوز دل تو رو به درد میاره و غمگینت میکنه پس هنوز امید در تو زنده است

اگراجازه نمیدی  که یه رابطه دوستی قطع بشه وقادر به قبول خاتمه یافتن اون نیستی پس هنوز امید در تو زنده است

اگر هنوز واسه شب عید و تزئین سفره هفت سین خرید میکنی پس هنوز امید در تو زنده است

اگر هنوز دوست داری فیلم های عاشقانه ببینی و علاقه داری که آخرش هم خوبو به خوشی تموم بشه پس هنوز امید در تو زنده است

امید چیز شگفت آوریه ..پر از پیچ و خم هست ..حتی ممکنه  یه وقت هایی (در وجود انسانها) پنهان باشه ... ولی از بین نمیره و با تمام  پیچ و خمی که داره به ندرت   شکسته میشه

اون از ما نگهداری میکنه و قدرت تحمل رو زمانی که هیچ کاری از کسی ساخته نیست به ما میده....بهانه و دلیلی هست برای  زنده بودن و ادامه دادن

در زمانی که دیگه به  خودمون میگیم که بهتره که  تسلیم بشیم،

امید  لبخند رو به صورتمون میاره زمانی که قلبمون از عهده این کار بر نمیاد

امید به آینده  قدمهای ما رو در راهی که پیش گرفتیم استوار میکنه  زمانی که چشمامون  قادر به دیدن تمامی اون  راه نیست

امید قدرت پیشروی و عمل کردن رو به ما میده وقتی که روح و روان آشفته ای داریم .

امید چیز شگفت اوری هست.یه.زمانی  ما  باید اون رو در خودمون پرورش بدیم و بارور کنیم  و در عوض در زمانی دیگر اون میتونه نیروی تازه ای رو در ما به وجود بیاره

هرگز امیدت رو از دست نده

 

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهای حاضرین بالا رفت. این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روب‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.

 آرزو و تمنا، نیمی از زندگی است و بی تفاوتی، نیمی از مرگ

 

 

 

 

۱۳۸۸/٦/۱ | ٩:٢۳ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir