آوای درون

بوی باران و سرمای سفید برف وجودم را گرم می کند! گرم از زندگی!

چه مه قشنگی بود دیشب.

حس می کنم حالم خیلی خوبه، سرشارم از نشاط!

از اینها که بگذریم، استاد راهنمام همه دانشجوهاشو دعوت کرده که بریم کوه!! بعدش هم ناهار! نمی دونم آفتاب از کدوم طرف در اومده! من که نمیرم!!

مقاله جدیدم هم در حال خوانده شدن توسط استاد راهنما و استاد مشاوره که امیدوارم زودتر کارش تموم بشه. ولی از خوانده شدن پایان نامه ام خبری نیست....

کاش باز هم بارون بباره، کاش اونقدر برف بباره که حس کنم دارم یخ میزنم!!!

۱۳۸٧/۱۱/٢٠ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir