آوای درون

باز صبح شد! باز هم خسته و با چشمای نیمه بسته بلند شدم. من هنوز خوابم میاااااااد!!! آرزو به دلم موند که یک بار سرحال و بدون زنگ ساعت بیدار بشم.

دیروز رفتم گزینش شرکت. تو مصاحبه خیلی چیزا پرسیدن. من هم هر چی دلم میخواست گفتم، نه هر چی که اونا میخواستن!! فکر کنم که دیگه مشکل خاصی نباشه، آخه هفته پیش قرارداد رو امضا کردم.

استاد راهنما دیشب اس ام اس زد که مقاله ام رو اصلاح کرده و برام فرستاده. باید اصلاحات مورد نظرش را انجام بدم و براش پس بفرستم، بعد هم بفرستمش برای کنفرانس مالزی!!

کاش استاد راهنما زودتر بذاره دفاع کنم.

۱۳۸٧/۱۱/٩ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir