آوای درون

الهی ای گشاینده زبان مناجات گویان و انس افزای خلوتهای ذاکران و حاضر نفسهای رازداران .

الهی بنام تو زبانها گویا شده ، بنام تو جانها شیدا شده ، بیگانه آشنا شده ، زشتها زیبا شده ، کارها هویدا شده راهها پیدا شده .

خدایا  من کجا بودم که تو مرا خواندی ، من نه منم که تو مرا ماندی ، الهی مران کسی را که تو خود خواندی.

الهی روزگاری تو را میجستم خود را می یافتم ، اکنون خود را میجویم تو را می یابم ، ای محب را یاد و انس را یادگار ، چون حاضری این جستن به چه کار؟

الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم ، باز ناگاه نوری تابد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود.

خدایا گاه از تو میگفتم و گاه از تو مینیوشیدم ، میان جرم خود و لطف تو می اندیشیدم ، کشیدم آنچه کشیدم ، همه نوش گشت چون آوای تو شنیدم .

الهی آمدم با دو دست تهی ، سوختم به امید روز بهی ، چه باشد اگر بر این دل خسته ام مرهم بنهی!

 

 

۱۳۸٦/۱/۱ | ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir