آوای درون

دلم برات تنگ شده مامان! تو این یک ماه اخیر فقط یک روز و نیم خونه بوده ام، دلم برای تابستونای تو خونه بودن تنگ شده، دلم برای رو پشت بام خوابیدن، ستاره ها، خنکای سحر، به زور آفتاب بیدار شدن، بستنی خوردن با مامان و خواهر و برادرم، .. تنگ شده. دلم تنگ شده برای بی خیالی! مسافرت، سر به سر دختر خاله ها گذاشتن، کلاس زبان...   حالا دیگه کمتر فرصت پیدا میشه که دور هم باشیم، من که مشغول تز هستم، خواهر کوچولو که الان دیگه کوچولو نیست امسال تابستون مشغول کار آموزیه و مثل من، خونه نیست، برادرم هم که کنکور داره... هنوز هیچی نشده هوا حسابی گرم شده...    
۱۳۸٧/٢/۱۱ | ۳:٠٤ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir