آوای درون

خیلی وقته که میخوام آپ کنم امّا نمیشه! میخواستم یه نگاه دیگه به سالی که گذشت داشته باشم، ببینم که الان کجام و میخوام که تو یه سال آینده به کجا برسم، چه کارایی بکنم، یه سال پیش درست همین موقع چه آرزو هایی داشتم، به چند تا از این آرزوها رسیدم، آرزوهام عوض شدند یا نه، الان چه آرزو هایی دارم.....

دوست داشتم یه چند ساعتی یا حتی یه چند دقیقه ای بشینم و در سکوت، آرامش و تنهایی فکر کنم که تو این یه سال چقدر عوض شدم، چقدر به خود واقعیم نزدیک شدم...

امّا این روزا سرم خیلی شلوغه، خیلی زیاد! پریشب اومدم خونه، آخرین نفری که رفت خونه من بودم! بچه های شیراز، اصفهان،.. همه رفته بودند خونه، فردا هم دوباره برمیگردم تهران که چند روز اوّل عید رو با خانواده همسرم باشم، آخه این اوّلین عیدمونه!

دیروز رفتم سوّمین نوبت واکسن هپاتیت ب رو هم زدم، بازوم بدجوری درد می کنه... امروز هم کمی خرید داشتم، چقدر شلووووووووغ بود! توی خوابگاه آدم اومدن سال نو رو حس نمی کنه!

به طور کلی تو این یه سالی که گذشت من خیلی بزرگتر شدم، دیدم به خیلی چیزا عوض شد، آشنا شدن با حامد عزیزم باعث شد که در مورد خودم خیلی چیزا رو بفهمم، چیزایی که قبل از این نمی دونستم. وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، زندگی ای که فقط متعلق به تو نیست، بلکه دو نفره ست، باعث شد به خیلی چیزای جدیدتر فکر کنم.

باورتون میشه که هنوز کلّی از کارای خونه تکونیمون مونده؟!! امروز پرده ها رو شستیم!! مامان حتی امروز هم رفت سر کار! من و خواهرم هم که زیاد به این چیزا وارد نیستیم، تا پریشب هم که اصلا خونه نبودیم، من هم که فردا دارم بر می گردم تهران!! چه شود!!!

هنوز وسایلامو جمع نکردم، این کامپیوترمون هم که بدجوری ویروسی شده.. خلاصه اوضاعم به هم ریخته است!

اگر وقت کردم دوباره آپ می کنم، وگرنه که با عرض شرمندگی: پیشاپیش عیدتون مبارک، امیدوارم که همگی سال سرشار از شادی، موفقیت و سلامتی رو پیش رو داشته باشید، موقع تحویل سال هم ما رو از دعا فراموش نکنید.

 

۱۳۸٦/۱٢/٢٩ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir