آوای درون

سلام! هستم بابا! وقت نمی کنم آپ کنم! هوارتا کار دارم! چت هم نمی کنم که بخوام اینجا بذارم.  فقط وقت می کنم که تو وبلاگای شما نظر بدم!

چند روز پیش داشتم تو پارک قدم میزدم (یعنی قدم می زدیم!) که یه حرف جالب از یه جوونی شنیدم: "ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم"، هم ناراحت شدم، هم خوشحال!! وقتی خونه نداشته باشی غصه از دست دادنشو هم نداری، ولی خونه که نداشته باشی.....  حالا کدومش بهتره؟ علم یا ثروت؟ یا بهتره بگم پول بهتر است یا ثروت؟!!!

کار تز ام رو هواست... معلوم نیست عید کجام... یه پام اینجا، یه پام اونجا... زندگیم "آشوبناک" شده! غیر قابل پیش بینی! شب که میخوابم هزارتا فکر میاد تو ذهنم، نمی دونم برنامه فردام دقیقاً چیه! شکر خدا که کارای اداری که داشتم و چند هفته ای درگیرشون بودم تقریباً تموم شد و یه نفسی کشیدم! همسر گرامی هم از دست پروژه های ترم قبلش خلاص شد بالاخره.. تازه داشتم رو روال می افتادم که تعطیلات از راه رسید، چه کار کنم؟؟؟؟؟!!!   یه تعطیلات بی مزه رو پیش رو دارم، تعطیلاتی که به بی ثباتی برنامه تز ام دامن می زنه... من هم مثل کلاه قرمزی ام! اونجایی که دزدا کلاه قرمزی و سروناز رو می گیرن و دستاشونو می بندن کلاه قرمزی هوس مسواک زدن می کنه!! من هم تو تعطیلات تازه یاد تز ام افتادم! امروز هم که اومدم دانشگاه استادم رو ببینم نیومده بود! این هم از شانس کلاه قرمز بودن ماست!

راستی! تولد وبلاگ من هم اول فروردینه!

 

۱۳۸٦/۱٢/٢٢ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir