آوای درون

زنده باش !

به سان رود كه در نشيب دره ،

سر به سنگ مي زند ، 

 رونده باش . 

 اميد هيچ معجزه اي ز مرده نيست ، 

 زنده باش !! 

هوشنگ ابتهاج

امّا فقط اميد به معجزه است که تو لحظات سختی که آدم از تمام دنيا قطع اميد می کنه ميتونه آدم رو زنده نگه داره.

خدايا، خودت می دونی که هيچ اميدی نمونده، ديگه باورمون شد که دستمون به هيچ جا نميرسه جز درگاه تو.

خدايا ديگه با تمام وجود حس می کنم که اگر تو چيزی رو نخوای انجام نميشه....

خدايا، حالا خوب حس می کنم که فقط معجزه می تونه اونو به ما برگردونه. خدايا کمک کن که از اين امتحان سربلند بيرون بيايم، کمک کن که راضی باشيم به اراده تو، هرچی که باشه.

تا قبل از اين گريه پدرم رو فقط موقع فوت پدربزرگم ديده بودم، حالا هر روز اشکای پدرم رو می بينم که سخت می تونه اونا رو از من قايم کنه. خدايا، تحمل ديدن اشکای پدر رو ندارم، تحمل لرزيدن شونه های اون رو ندارم، تحمل ندارم که تو اين شرايط باز به فکر من باشه و بگه برو عزيزم، اينجا نمون، که حتی پيشش نباشم، که اشکاشو نبينم.

امروز اينقدر گريه کردم که تا 3 ساعت بعدش حامد داشت زور ميزد که کمی منو از اون حال در بياره. اگر حامد منو نمی رسوند شايد تا ساعت ها جلوی در بيمارستان می ايستادم و گريه می کردم.

حالم خوب نيست،... نميدونم چی ميگم.... بابا داره نابود ميشه.

۱۳۸٦/۱۱/٢٢ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir