آوای درون

این را دوست داشتم:

کسی که همیشه هست

۱۳٩۳/٥/٢٢ | ٢:٢٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

سلام و صد سلام به دوستان خوبم.... عیدتون مبارک! طاعاتتون قبول حق. امیدوارم حال خوبی که در ماه رمضان پیدا کرده اید تا ماه رمضان سال آینده همراهتون باشه.

به لطف خدا تونستم حدود نیمی از روزهای ماه رمضان را روزه بگیرم. و جالب این بود که در روزهایی که روزه گرفتم وضعیت معده ام تقریبا خوب بود. اصلا فکرش را نمیکردم که بتوانم حتی یک روز هم روزه بگیرم....

اواخر ماه رمضان (شنبه گذشته) ویروسی نابکار به من حمله کرد!!! و چند روزی زمین گیرم کرد! در واقع از شنبه بعد از ظهر تا سه شنبه نالان و افتان و خیزان بودم! خدا را شکر که از چهارشنبه تقریبا خوب بوده ام و جز مشکل معده آن هم در حد قابل تحمل مشکل دیگری نداشتم.

روز عید راهی منزل پدری ام شدیم. از سه شنبه ظهر تا پنجشنبه صبح (البته صبح دیر و نه صبح زود!!!) را در منزل پدری بودیم. اقوام مادری هم به رسم عید اول به منزل پدری ام امدند و تا اواخر شب یکسره پذیرای مهمان ها بودیم. علیرضا هم نامردی نکرد!!! و اشک بچه های مردم را درآورد! من هم هنوز مریض احوال بودم و حوصله رفع و رجوع اشکهای طفل معصوم ها را نداشتم! (علیرضا در دادن اسباب بازی هایش خساست به خرج میدهد و هم ما را ناراحت میکند و هم بچه های دیگر را). علیرضا خان هم مرتب بین دو طبقه در رفت و آمد بودند و نه من و نه همسرم از پس ورجه وورجه هایش (!) بر نمی آمدیم (به علت زیادی مهمان ها آقایان در طبقه پایین و خانم ها در طبقه بالا مستقر شده بودند) در نتیجه این شیطنت هاعلیرضا هم از پنجشنبه گرفتار گلودرد و تب شد و لذا چهارشنبه به منزل زن دایی ام که پزشک است و 30 سال است مزاحم اش میشوم (!!) رفتم و زن دایی ام معاینه اش کرد و دارو تجویز کرد.... خلاصه اینکه امیدوارم میکروبها و ویروسها دست از سر ساکنان منزل ما بردارند و اجازه بدهند حداقل یک ماه نفس راحتی بکشیم از این به بعد! :))

تعطیلات طولانی ام (یکشنبه و دوشنبه را مرخصی استعلاجی گرفتم) از امروز تمام شده است و برگشته ایم به سنگر کار!! مرداد ماه برای من ماه پرکاری خواهد بود. امیدوارم اتفاقات خوبی در این ماه پیش روی من و آقای همسر و همین طور شما باشد.

۱۳٩۳/٥/۱۱ | ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir