آوای درون

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/٤/٢٩ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

سلام!

سومین تجربه آندوسکوپی را پشت سر گذاشتم! و باز هم مثل دفعه های قبل مورد خاصی نبود. دارم به این نتیجه میرسم که این روشهای تشخیصی به درد پول درآوردن پزشکان میخورد!! باز هم خدا را شکر که مشکلی دیده نشد. اما آیا لازم است بیمار این همه درد بکشد؟ با اینکه پزشکم حاذق و خوش اخلاق است ولی حرصم را در آورد!!! از این ناراحت هستم که چرا دستور آندوسکوپی داد! جالب است که پزشکان وقتی به هیچ نتیجه ای نمیرسند میگویند عصبی است! یا حتی بدتر! افسرده هستی!!!!!!! یکی نیست بگوید که وقتی بیمار کلی درد کشیده و هنوز چند دقیقه بیشتر از آندوسکوپی نگذشته انتظار دارید وقتی در مورد سن فوت پدرم سوال می فرمایید با لبخند جواب بدهم؟؟

خلاصه اینکه آزمایشهای گوناگون و آندوسکوپی مورد خاصی را نشان نداد و همه چیز طبیعی بود. به نظرم بهتر است از روش های طب سنتی استفاده کنم. در واقع در یکی دو هفته اخیر توصیه های مذکور را در حد ملایم (!!) رعایت کرده ام و کمی جواب گرفته ام! یعنی اوضاع معده ام بهتر شده است و امروز و دو روز قبل را روزه هم گرفته ام! البته طبع ام و مشکل ام را حدس زده ام و هنوز مراجعه حضوری نداشته ام. برای یک ماه دیگر وقت گرفته ام که انشاالله مشکلم بعد از 6-7 سال حل شود! :) اصلا دیگر دلم نمیخواهد پیش متخصصین داخلی بروم! یک بار هم طب سنتی را امتحان کنم ببینم چه میشود! با توجه به مطالعاتی که داشته ام به نظرم جالب می آید.

اندر احوالات ماه رمضانی ما هم همین بس که دچار کمبود خواب شده ایم! 12.5-1 شب میخوابیم و 3.5 تا 4.5 هم بیداریم و دوباره میخوابیم تا حدود 7.5. در نتیجه هم هر روز تاخیر میخورم (حدود 9 میرسم شرکت) و هم خوابالو هستم! :))

من را از دعای سحر و افطار خود فراموش نکنید پلیز!

 

۱۳٩۳/٤/٢۱ | ۱:٠٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۳/٤/٢۱ | ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

سرم را انداخته ام پایین و دارم تایپ میکنم که یک دفعه میبینم زبان کیبورد را عوض
نکرده ام!
v,chki ih!!! ]i ;kl phgh fi kzv alh? :))

ماه رمضان هم فرا رسید و من در تمام خستگی ها احساس میکنم دستی از جانب خدا بر سرم سایه می اندازد که کمکم می کند.... روز اول ماه رمضان را به حمد خدا روزه گرفتم ولی از روز دوم به دلیل مشکل معده و یک اتفاق دیگر که عرض خواهم کرد پنچر شدم!

عصر روز اول ماه رمضان با زدن محکم در به پای خودم باعث ایجاد یک فاجعه کوچک (!!) در ناحیه انگشت پا شدم که منجر شد به رفتن به درمانگاه و انجام بی حسی و کندن بخشهای نابود شده ناخن که وارد گوشت پا شده بود.... خلاصه خوردن آنتی بیوتیک هم به برنامه روزانه ام اضافه شد! خدا به خیر کند! دفعه بعد به خاطر بی حواسی احتمالا دست یا پایی را قربانی خواهم کرد! فعلا که پایم در کفش نمیرود و دمپایی طبی پایم کرده ام!

علیرضا خان هم از چهارشنبه دچار یک بیماری ویروسی شد. از دیروز شروع کرده به بهبود یافتن... خدا را شکر....

سری چندم آزمایشهای مربوط به معده ام را هم انجام دادم و مشکلی پیدا نشد. خدا را شکر. اما پزشکم تقاضای آندوسکوپی و کولونوسکوپی داده. فعلا که انجام نداده ام.

ساعت کاری ام در ماه رمضان تغییری نکرده. کاش حداقل ساعت حذف شده ناهار را از ساعت کاری کم می کردند.... عملا کار چندانی انجام نمیشود در شرکت! با اینکه جمعیت روزه داران بیشتر از روزه نداران نیست!! عملا کار چندانی نداریم برای انجام دادن!

خیلی دلم می خواهد افطاری بدهم. اما توان جسمی اش را ندارم!!!

من را از دعای خیرتان فراموش نکنید....

 

۱۳٩۳/٤/۱٠ | ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir