آوای درون

دستانم بوی خاک می داد... 

 

به جرم چیدن گل، مرا به دار آویختند 

 

اما هیچکس نگفت شاید گلی کاشته باشم ...! 

۱۳۸٦/٧/۱ | ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

خدايا من اگر بد کنم تو را بنده ديگر بسيار است، تو اگر مدارا نکنی مرا خدای ديگر کجاست؟

۱۳۸٦/٧/۱ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

همه ميپرسند : چيست در زمزمه ي مبهم آب؟
چيست در همهمه ي دلکش برگ؟
چيست در بازي آن ابر سپيد؟
روي اين آبي آرام بلند
که تو را مي برد اينگونه به ژرفاي خيال؟
چيست در خلوت خاموش کبوتر ها؟
چيست در کوشش بي حاصل موج؟
چيست در خنده ي جام
که تو چندين ساعت مات و مبهوت به آن مينگري؟!

نه به ابر,آب,برگ
نه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش کبوترها
نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام
                                   من به اين جمله نمي انديشم

من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل يخ را با باد
نفس پاک شقايق را در سينه ي کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاينده ي هستي را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه ي گل
همه را مي شنوم
ميبينم
                                  من به اين جمله نمي انديشم

به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم.
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو مي انديشم
تو بدان اين را
تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان تنها با من تو بمان

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب
من فداي تو
به جاي همه گل ها تو بخند
اينک اين من که به پاي تو درافتادم باز
ريسماني کن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش

من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقيست
آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش!

۱۳۸٦/٧/۱ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

ساده است ستايش گلی،

                            چيدنش

                                    و از ياد بردن که آبش بايد داد

بعضی وقت ها چه راحت دلم ميشکنه! آخه چرا؟؟؟

امشب نمی دونم چه اتّفاقی برام افتاده، فقط می دونم که دلم گرفته، دلم برای خودم، اون خود ساده و روراست، تنگ شده، بی دليل!

۱۰ روز از ماه رمضان هم گذشت، امّا...

ای دل غمديده حالت به شود دل بد مکن.....

۱۳۸٦/٧/۱ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

Happy Birthday!!

with my best wishes

۱۳۸٦/٦/۱٦ | ۱:٠۱ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهرميشن

          پس هر وقت در قسمت تاريك زندگيت واقع شدي

             بدون كه خدا ميخواد

                                            زيباترين تصوير زندگيت رو بسازه

 

۱۳۸٦/٦/۱٥ | ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

                  كارام درون دشت خفته است

                                دريایم و نيست باكم از طوفان

                                                           دريا همه شب خوابش آشفته است

۱۳۸٦/٦/۱٥ | ٩:٥٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

 اگر فكر مي كنيد بهاي اهدافتان گران است ، منتظر بمانيد تا صورتحساب تلاش نكردنتان برسد!

۱۳۸٦/٦/۱٥ | ۱:٤٦ ‎ق.ظ | آوای درون | نظرات () |

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است  
 
  آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
 عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است.

 
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
 آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 
آنانی که وقتی هستند نیستند و وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرق در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد  .
۱۳۸٦/٦/۳ | ۳:۳٩ ‎ب.ظ | آوای درون | نظرات () |

www . night Skin . ir